داستان کوتاه؛ داغِ تابستان

مردی با پیراهنی خیس و شلواری گِل‌آلود از کنار آنها گذشت و بی‌مقدمه رو به آن دو نفر گفت : ” بی فایده است .. اول باید سد رو ببندند تا آب پایین بیاد.. ” 🔸متن کامل این نوشتار به قلم نصراله احمدی‌مهر را در لینک زیر بخوانید: داغِ تابستان ✅آخرین اخبار رامشیر در “رامشیرنیوز”👇 https://chat.whatsapp.com/FT2vAfG0kJhJDwqWsRQgJU


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *